doa

مبارزات و تدابیر امام کاظم علیه السلام با چهار خلیفه عباسی

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا اباصالح المهدی (روحی لتراب مقدمک الفداء)

 

مبارزات و تدابیر امام کاظم علیه السلام با چهار خلیفه عباسی

نویسنده : مرتضی اثنی عشری


امام موسی بن جعفر علیه السلام فرزند امام صادق علیه السلام و بانو حمیده مصفا در هفتم صفر سال 129 قمری در شهر ابواء همزمان با انتقال قدرت امویان به عباسیان متولد شدند. پس از شهادت امام صادق علیه السلام در سال 148 قمری امام کاظم علیه السلام در سن 19 یا 20 سالگی به امامت رسیدند.
خلفای دوران آنحضرت منصور دوانیقی (95ق الی 158ق) ، مهدی (126 الی 169 ق) ، هادی (146 الی 168 ق ) و هارون عباسی (145 الی 191 ق) می باشند.
منصور دوانیقی (95 الی 158 ق)
اولین حرکت منصور علیه امام کاظم علیه السلام پس از مسموم کردن و به شهادت رساندن پدر ایشان امام صادق علیه السلام (1) این بود که به دست نشانده خود در مدینه محمد بن سلیمان نام نوشت : که اگر جعفر بن محمد به شخصی وصیت کرده است و او را وصی خود قرار داده است او را احضار کن و گردنش را بزن، محمد بن سلیمان در پاسخ نوشت : که جعفر بن محمد به پنج نفر وصیت کرده است . 1- منصور داونیقی 2- محمد بن سلیمان 3- عبدالله 4- موسی 5- حمیده (همسرش) منصور نوشت اینها را نمی توان کشت.
موضع گیری منصور علیه وصی و جانشین امام صاق علیه السلام در همان ابتدا کاملا از این حکم و دستور او مشخص می شود و نگاه او به امام کاظم علیه السلام را نشان می دهد. همچنین سختی راه و شروع به کار امامت امام کاظم علیه السلام نیز مشخص می شود.
در جایی دیگر، منصور از امام خواست تا در عيد نوروز، به جاى او در مجلسى نشسته و هدايايى را كه مى‌آورند از طرف او بگيرد. امام در پاسخ فرمود: «انّى قد فتّشت الأخبار عن جدّى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فلم اجد لهذا العيد خبرا؛ انّه سنّة للفرس محاها الإسلام و معاذ الله أن نحيى ما محاه الإسلام» (2) من اخبارى را كه از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شده بررسى كردم و خبرى در باره اين عيد پيدا نكردم. اين عيد از سنن ايرانيان است كه اسلام بر آن خط بطلان كشيده است. به خدا پناه مى‌برم از اين كه چيزى را كه اسلام آن را از ميان برده دوباره آن را زنده كنم.» منصور در پاسخ گفت: اين كار را «سياسة للجند» انجام مى‌ دهد، چرا كه بسيارى از لشكريان منصور و حتى دهاقين معروف آن نواحى ايرانى بودند و طبيعى بود كه به مناسبت اين عيد، هداياى زيادى به منصور اهدا مى‌كردند. به اين ترتيب وجوه زيادى به خزينه او- كه به بخل نيز شهرت داشت- افزوده مى‌شد. وى امام را مجبور كرد تا آن روز از طرف منصور در آن مجلس نشسته و هداياى لشكريان را بگيرد. با اين حال برخورد امام با اين حركت منصور قابل توجه است که ایستادگی می فرمایند و مخالفت خود را علی رغم زورگویی های منصور اعلام می کنند.
در زمان منصور شیعیان و محبین امام کاظم علیه السلام از بردن نام آنحضرت  خوف داشتندو آن حضرت را با عناوینی چون عالم آل محمد، عبد صالح و الرجل یاد می کردند لذا امام در این شرایط و خفقان جاری همان فعالیتهای فرهنگی پدر خود یعنی امام صادق علیه السلام را ادامه دادند و به تربیت شاگران و گسترش علوم و دانش پرداختند هر چند به دلیل شدت و سختگیری خلفای عباسی به وسعت و گستردگی دانشگاه امام صادق علیه السلام نبود.
مهدی عباسی (126 الی 169 ق)
بالاخره پس از 22 سال، حکومت سفاکانه منصور دوانیقی به پایان رسید و در سال 158 قمری مرگ او محقق شد. پس از وی فرزندش ابو عبد الله محمد که معروف به مهدی بود به حکومت رسید
او در ابتدای حکومت حرکات نرمخویانه ای از خود نشان داد خیلی از زندانیان سیاسی را آزاد کرد و اموال غصب شده توسط پدرش را به مردم بازگرداند.
اما دو خصلت در او جود داشت اول اینکه او عیاش و خوش گذران بود (3) و دوم اینکه دشمنی با علویان را از پدرش منصور به ارث برده بود او به بشاربن برد که قصیده ای در تجلیل عباسیان و مذمت فرزندان فاطمه زهراء سلام الله علیها سروده بود مبلغ هفتاد هزار درهم بخشید و به مروان بن ابی حفص در قبال سرودن صد بیت شعر در نکوهش فرزندان امام علی علیه السلام و تمجید از عباسیان صد هزار درهم پرداخت کرد (همان)
مهدی کاخهای متعددی بناکرد، برای اولین بار دیوان محاسبات دایر نمود (4)، منصور از طریق مالیات و دست رنج مردم مبلغ 14 میلیون دینار و 600 میلیون درهم ذخیره کرده بود که مهدی همه آن را بین اطرافیان خود تقسیم کرد (5) این نوع رفتار مهدی باعث غفلت او از وضعیت کارکنان و رسیدگی به وضعیت مردم شد که موجب رواج انواع فساد و رشوه خواری در میان ماموران دولتی گردید (6)
همانگونه که ذکر شد مهدی عباسی اهل عیاشی و خوشگذرانی بود و برای مشروع جلوه دادن عیاشی خود از فتاوای دانشمندان سست ایمان استفاده می کرد. ابومشعر سندی که به گفته خطیب بغدادی دروغگوترین فرد روی زمین بود در قبال جعل حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله در توجیه کبوتر بازی از خلیفه ده هزار درهم دریافت نمود. (7) که یکی از اقدامامت امام کاظم علیه السلام در این دوره مبارزه با این قبیل به اصطلاح عالمان و فقها و خنثی نمودن توطئه ها و جعل حدیث ایشان بود.
مهدی در دیدار با امام موسی بن جعفر علیه السلام از ایشان راجع به حلال و حرام بودن شرب خمر از منظر قرآن کریم سوال کرد. به نظر می رسد او قصد محک زدن امام کاظم علیه السلام را داشته است که ببیند می تواند از ایشان جهت پیش برد اهداف خود استفاده کند یا خیر. چرا که پس از گذشتن بیش از یک و نیم قرن از طلوع اسلام دیگر وضعیت شرب خمر از نگاه قرآن مشخص است لذا به آن امام عرض کرد : مردم می گویند قرآن شرب خمر را حرام نمی داند نظر شما چیست ؟ امام علیه السلام با استناد به دو آیه از قرآن کریم؛ اول آیه 219 سوره بقره
يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ"
درباره شراب و قمار از تو می ‏پرسند ، بگو : در آن دو مطلب هم ، گناهى بزرگ و هم سودهايى براى مردم است ، و گناه هر دو از سودشان بيشتر است . و از تو می ‏پرسند : چه چيز انفاق كنند ؟ بگو : از آنچه افزون بر نياز است . خدا اين گونه آياتش را براى شما بيان می ‏كند تا بينديشيد .
و دوم آیه 33 سوره اعراف
قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإثْمَ وَالْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِکُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ
بگو پروردگارم فقط کارهاي زشت را چه آشکارش باشد و چه پنهانش، و گناه و ستم ناحق را، و اينکه چيزي را که خدا بر حقّانيّت آن دليلي نازل نکرده شريک او قرار دهيد، و اينکه اموري را از روي ناداني و جهالت به خدا نسبت دهيد، حرام کرده است
پاسخ او را دادند و حرام بودن شرب خمر را از منظر قرآن کریم به او اثبات کردند.
مهدی عباسی در ظاهر آن حضرت را تحسین کرد و رو به علی بن یقطین نمود و گفت : «به خدا این است فتوای هاشمی » علی بن یقطین رو به امام کرد و خدای متعال را حمد کرد و گفت « خدا را شکر که این علم را در شما خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار داد » مهدی در حالی که خشم خود را فرو می ورد گفت : راست گفتی ای رافضی (8)
برخورد دیگر امام کاظم علیه السلام با مهدی عباسی روز بود که او برای رد مظالم نشسته بود و امام از از این فرصت استفاه کردند و مساله فدک را مطرح نمودند امام کاظم علیه السلام فرمودند : چرا آنچه که از راه ستم از ما گرفته شده است به ما برنمی گردانی ؟ مهدی گفت: آن چیست : امام ماجراى فدك را براى او چنين توصيف كرد: فدك به دليل اين كه از جمله «ما لم يوجف عليه خيل و لا ركاب» است، ملك خالص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود كه آن را به دخترش فاطمه عليها السّلام بخشیده بود و ابوبکر حاضر شده بود آن را به فاطمه عليها السّلام برگرداند، خليفه دوم از اين كار جلوگيرى كرد. مهدى گفت: حدود آن را مشخص كن تا برگردانم. امام حدود فدك را مشخص كرد. خليفه عباسی گفت: هذا كثير فانظر فيه (9) (اين مقدار زياد است درباره آن فكر مى‌كنم). طبيعى بود كه مهدى چنين كارى را انجام ندهد؛ زيرا افزون بر آن كه او محكوميت كسانى را كه مانع از بازگرداندن فدك به اهل بيت شده بودند مى‌ پذيرفت- و در ميان آنها اجداد خود او نيز بودند- واگذارى آن مى‌ توانست امكانات مالى فراوانى را در اختيار امام قرار دهد كه اين به مصلحت حكومت نمى ‌توانست باشد. ضمن این معنا، امام کاظم علیه السلام پرده از حرکت ریاکارانه مهدی عباسی برداشته بودند و بر همگان مشخص شد که او قصد پرداخت رد مظالم و برگرداندن حقوق مردم را ندارد و این یک عمل عوامفریبانه است.
مهدى عباسى كه احتمال مى‌ داد ، حضرت وجوهى جمع‌آورى كرده و آن را براى سازمان دادن و تقويت شيعيان مصرف مى‌ كند، دستور بازداشت حضرت را به فرماندار خود در مدينه صادر نمود. او نيز امام را دستگير و روانه بغداد كرد. مهدى او را به زندان انداخت. شب هنگام امیرالمؤمین على بن ابى طالب عليه السّلام را در خواب ديد كه به او مى‌فرمود:«فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ؟ (10) آيا اگر به حكومت رسيديد مى‌ خواهيد در زمين فساد كنيد و پيوند خويشاونديتان را ببريد؟» مهدى در همان لحظه از خواب بيدار شد؛ حاجب خود را كه ربيع نام داشت صدا كرد و دستور داد امام كاظم عليه السّلام را پيش او حاضر كند. وقتى امام آمد، ايشان را در كنار خويش نشاند و گفت: امير المؤمنين عليه السّلام را به خواب ديدم كه اين آيه را مى‌ خواند. سپس از امام علیه السلام پرسيد:
أ فتؤمنّي ان لا تخرج علىّ او على احد من ولدى؟
آيا به من اطمينان مى‌دهى كه عليه من و يا يكى از فرزندانم قيام نكنى؟
امام فرمود: و للّه ما فعلت ذلك و لا هو من شأنى.
به خدا سوگند من چنين كارى نكرده‌ام و اين كار اصولا در شأن من نيست.
خليفه كوشيد تا با دادن سه هزار دينار و تصديق گفته ‌هاى امام، به گونه‌اى با او برخورد نمايد تا او راضى به مدينه بازگردد و بيدرنگ آن حضرت را به مدينه بازگردانيد. (11)
هادی عباسی ( 146 الی 168 ق )
در سال 169 ق موسی فرزند مهدی معروف به هادی در سن 25 ساگلی به قدرت رسید. او از جهت اخلاقی، بی بندوبار و سبکسر و بدخوی و کج رفتار بود (12) و از همان آغاز خلافت بنی هاشم را زیر فشار قرار داد و حقوق آنان را از بیت المال قطع کرد و به بازداشت و دستگیر آنان در مناطق مختلف پرداخت.
بارزترین اتفاق در دوران هادی که یک سال بیشتر طول نکشید قیام فخ توسط شیعیان و به رهبری حسین بن علی بن حسن بن حسن بن حسن المجتبی علیه السلام بود این قیام بواسطه زورگویی و فشار شدید دربار هادی علیه علویان اتفاق افتاد. حسین در خصوص قیام خود با امام کاظم علیه السلام مشورت کرد امام عاقبت قیام را به او گوشزد فرمود که کسی تو را همراهی نخواهد کرد اما بالاخره به او فرمودند که هر چند در این قیام به شهادت خواهی رسید اما در جهاد کوشا باش و من هم از خداوند برای تو اجر و پاداش مسئلت می کنم . لشکریان هادی با حسین بن علی و یارانش در مکانی به نام فخ در نزدیکی مکه روبه رو شدند و بعد از جنگی خونین حسین بن علی و یارانش که حدود صد نفر بودند، به خاک و خون کشیده شدند و سر از بدنهایشان جدا شد و ابدان آنها سه روز در بیابان بر روی زمین ماند. (13)
هادی این قیام را از ناحیه امام کاظم علیه السلام می دانست و پس از دیدن سر حسین بن علی گفت : به خدا سوگند حسین بن علی به دستور موسی بن جعفر بر ضد من قیام کرده و از او پیروی نموده است زیرا امام و پیشوای این خدانی کسی جز او نیست خدا مرا بکشد اگر اور انده بگذارم (14)
این موضوع باعث وحشت شیعیان شد حتی به امام کاظم علیه السلام پیشنهاد مخفی شدن را می دادند اما امام کاظم علیه السلام با این موضوع با خونسردی برخورد فرمودند و به شیعیان هم آرامش دادند و فرمودند : به زودی نگرانی شما بر طرف خواهد شد. که بعد از این فرمایش اولین نامه ای که از عراق به مدینه رسید خبر مرگ هادی بود.
هارون (145 الی 191 ق)
هارون برادر هادی و فرزند مهدی عباسی بود. او پس از مرگ برادرش در سال 170ق به قدرت رسید. در این زمان امام کاظم علیه السلام زمامدار معنوی جهان اسلام بودند و آوازه ایشان در بین دوست و دشمن پیچیده بود. محبوبیت فراوانی نزد همه گروه های اسلامی داشتند. به نظر می رسد یکی از اصلی ترین عوامل احساس خطر هارون نسبت به آن حضرت همین معنا بود یعنی محبوبیت فراوان آنحضرت در بین همگان و رهبری علویان توسط ایشان.
روزی هارون در حال طواف خانه کعبه امام را دید به ایشان عرض کرد : « تو همان کسی هستی که مردم مخفیانه با او بیعت می کنند. امام کاظم علیه السلام در پاسخ فرمودند : تو پیشوای اجساد مردم و من امام دلهای آنها هستم » (15)
از سوی دیگر از سراسر جهان اسلام وجوهات شرعی برای امام کاظم علیه السلام ارسال می شد و آنحضرت پشتوانه اقتصادی محکمی داشتند و این خطری دیگر بود که هارون از آن خوف داشت. به همین خاطر از هر فرصتی استفاده میکرد تا این محبوبیت را در هم شکند که در این مجال به یک مورد آن اشاره می نماییم.
هارون در گفتگویی، با امام كاظم ـ علیه السّلام ـ سخن را چنین ادامه داد و به آن حضرت خطاب كرده و گفت:
شما در بین عام و خاص، روا دانسته‌اید تا شما را به رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ نسبت دهند و می‌گویید ما پسر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هستیم، با این‌كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پسری نداشت، تا نسل او از ناحیه پسر ادامه یابد، و می‌دانید كه ادامه نسل از ناحیه پسر است نه دختر و شما اولاد دختر او هستید، پس پسر پیغمبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیستید؟
امام كاظم علیه السلام: اگر پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ هم اكنون حاضر شود و از دختر تو خواستگاری كند، آیا جواب مثبت به او می‌دهی؟
هارون: عجبا! چرا جواب مثبت ندهم، بلكه بر این وصلت بر عرب و عجم افتخار می‌كنم.
امام كاظم علیه السلام: ولی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از دختر من خواستگاری نمی‌كند و برای من روا نیست كه دخترم را همسر او گردانم.
هارون: چرا؟
امام كاظم علیه السلام : زیرا، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ باعث تولّد من شده است (و من نوه او هستم) ولی باعث تولّد تو نشده است.
هارون: احسن ای موسی! اكنون سؤال من این است كه چرا شما می‌گوئید: «من از ذریّه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هستم؟ با این‌كه پیامبر نسلی نداشت، زیرا نسل از ناحیه پسر است نه دختر، و پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پسر نداشت، شما از نسل دختر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ حضرت زهرا ـ علیها السّلام ـ هستید، نسل حضرت زهرا ـ علیها السّلام ـ نسل پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نخواهد بود.
امام كاظم علیه السلام : آیا در امانم، و اجازه می‌دهی جواب دهم؟
هارون: آری، جواب بده.
امام كاظم علیه السلام: خداوند در قرآن می‌فرماید: وَ مِنْ ذُرِّیَتهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ اَیّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسی هاروُنَ وَ كَذلِكَ نَجْزِی المُحْسِنِینَ ـ وَ زَكَرِیّا وَ یَحْیی و وَعِیسی وَ اِلْیاسَ كُلّ مِنَ الصّالِحینَ
: «و از دودمان ابراهیم ـ علیه السّلام ـ، داود و سلیمان و ایّوب و یوسف و موسی و هارون هستند، این چنین نیكوكاران را پاداش می‌دهیم ـ و هم‌چنین زكریّا و یحیی و عیسی و الیاس، هر كدام از صالحان بودند» (16)
اكنون از شما می‌پرسم: پدر عیسی چه كسی بود؟
هارون: عیسی ـ علیه السّلام ـ پدر نداشت.
امام كاظم علیه السلام: بنابراین خداوند در آیه مذكور، عیسی ـ علیه السّلام ـ را به ذریّه پیامبران از طریق مادرش مریم ملحق نموده است، هم‌چنین ما از طریق مادرمان فاطمه ـ علیها السّلام ـ به ذریّه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پیوسته‌ایم.
آن‌گاه فرمود: آیا بر دلیلم بیفزایم؟
هارون گفت: بیفزا.
امام كاظم علیه السلام : خداوند (در مورد ماجرای مباهله) می‌فرماید:
فَمَنْ حاجّكَ فِیهِ مِنْ بَعدِ ماجائَكَ مِنَ الْعِلمْ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْنائَنا وَ اَبْنائكُمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائكُم وَ اَنْفُسنَا وَ اَنْفُسَكُم ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَهَ الله عَلی الْكاذِبینَ
: «هرگاه بعد از علم و دانشی كه (درباره مسیح) به تو رسید (باز) كسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آن‌ها بگو: بیائید ما فرزندان خود را دعوت می‌كنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خود را دعوت می‌كنیم، شما نیز زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت می‌كنیم شما نیز از نفوس خود، آن‌گاه مباهله می‌كنیم، ولعنت خدا را بر درغگویان قرار می‌دهیم» (17)
آن‌گاه فرمود: هیچ‌كس ادّعا ننموده كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هنگام مباهله (یعنی نفرین كردن برای هلاكت آن كس كه راه باطل را می‌پیماید) با گروه نصاری، كسانی را برای مباهله آورده باشد، جز علی ـ علیه السّلام ـ و فاطمه و حسن و حسین ـ علیه السّلام ـ را، بنابراین از این ماجرا استفاده می‌شود كه منظور از «اَنْفُسَنا» (از نفوس خود) علی ـ علیه السّلام ـ است، و منظور از «اَبْنائَنا» (پسران ما)، حسن و حسین ـ علیه السّلام ـ می‌باشند، كه خداوند آن‌ها را پسران رسول خدا خوانده است.
هارون: دلیل روشن امام كاظم ـ علیه السّلام ـ را پذیرفت و گفت: احسن بر تو ای موسی! (18)
اقدامات هارون مبنی بر شکستن محبوبیت امام اثر گذار نبود و در هر اقدام خود او مغلوب این صحنه ها می شد. چرا که قرآن می فرماید : « "يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ"»  اراده می کنند که نور خدا را با دنهایشان خاموش کنند و خداوند تمام کننده نور خود خواهد بود و لو اینکه کافران بدشان بیاید. (19)  
البته مغلوب شدن شخص اول قدرت که تمام حکومت در اختیار اوست و او هم اهل ظلم و ستم و تعدی است، یعنی خطر برای پیروز آن میدان...

 


1-  مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص380
2- المناقب، ابن شهر آشوب، ج 2 ص 379؛ مسند الامام كاظم عليه السّلام، ج 1 صص 52- 51
3- حیاة الامام موسی بن جعفر علیه السلام ج 1 ص 442 – 439
4- البدایه و النهایه ج 10 ص 161، تاریخ یعقوبی ج 2 ص 399
5- مروج الذهب ج3 ص 343
6- حیاة الامام موسی بن جعفر علیه السلام ج 1 ص 441
7- حیاة الامام موسی بن جعفر علیه السلام ج 1 ص 443
8- بحارالانوار ج 48 ص 49 و عوالم العلوم ج 2 ص 225
9- التذهیف ج 4 ص 304
10- سوره محمد آیه 47
11- تاريخ بغداد، ج 13، ص 30؛ وفيات الاعيان ج 5، ص 308؛ المناقب، ج 2، ص 264
12- مروج الذهب ج 3 ص 358
13- کافی ج 1 ص 366، بحارالانوار ج48 ص 169، مقاتل الطالبین ص 298
14- بحارالانوار ج 48 ص 151
15- اسعاف الراغبین حاشیه نورالابصار ص 248
16- آیه 84 و 85 انعام
17- سوره آل‌عمران، آیه 61
18- اقتباس از احتجاج طبرسی، ج 2، ص 340 ـ 338، نشر اسوه . اخذ شده از سایت راسخون ، بحارالانوار ج 48 ص 128
19- سوره صف آیه 8

ارسال شده در : 04 آبان 96 توسط : نظرات: برای نظر دادن اولین باش! مجموعه: آثار ارسالی خواندن 651 دفعه

نظر دادن

محتوای بیشتر در این بخش:

معارف

مسابقات

آرشیو